تبلیغات
انجمن هنرهای نمایشی شهرستان اردکان - بهمن فرمان‌آرا: آماتور این گروه من

«مردی برای تمام فصول» از 17 آبان در تالار وحدت به صحنه می‌رود؛ نمایشی که به کارگردانی بهمن فرمان‌آرا و گروهی حرفه‌ای از هنرمندان تئاتر این روزها در حال تمرین و آماده شدن است.

کیمیا خطیب‌زاده: این‌جا تالار وحدت است؛ شامگاه چهارشنبه هفتم آبان. به اتاق نگهبانی که وارد می‌شویم، می‌گوییم قصد رفتن به طبقه هفتم تالار وحدت و تهیه گزارش از تمرین نمایش «مردی برای تمام فصول» را داریم. نگهبان به جایی زنگ می‌زند و گوشی تلفن به دست از ما می‌پرسد از کجا آمده‌ایم، نام سایت ایران تئاتر را که می‌شنود، اجازه ورود می‌دهد، اما می‌گوید امشب به جای طبقه هفتم، تمرین در سالن اصلی انجام می‌شود و باید پشت صحنه تالار وحدت برویم. بعد از پشت سر گذاشتن محوطه، وارد سرسرای تالار می‌شویم؛ همه جا سوت و کور است. سرسرای اصلی خالی و تاریک است و آدم صدای قدم‌هایش را می‌شنود که در فضا می‌پیچد. پچ پچی خفیف از سالن اصلی می‌آید، عده‌ای در حال سر و سامان دادن به دکور و نور هستند. گروه نمایش «مردی برای تمام فصول» قرار است امشب عکس‌های اصلی را با لباس و گریم کامل روی همین صحنه بگیرند.

سالن را دور می‌زنیم و می‌رسیم به در ممنوعه ورود به پشت صحنه که بسته است و با هل دادنش کم کم صدای جنب و جوش آن ور به گوش می‌رسد. سوی دیگر در، داستان دیگری است. حالا در پشت صحنه تالار وحدت هستیم. تالار وحدتی که تا هشت روز دیگر میزبان نمایشنامه مشهور رابرت بولت است و گروه بهمن فرمان‌آرا، حالا در پشت صحنه‌اش مشغول آماده شدن هستند. این‌جا قرن شانزدهم است. ردا‌ها و دامن‌ها به زمین کشیده می‌شوند و آدم‌ها جوری راه می‌روند که گویی واقعا در قصر هنری هشتم هستند.

سر توماس مور یا رضا کیانیان؟

سر توماس مور، اولین کسی است که می‌بینیم. نشسته است روی صندلی راهرو و مشغول گوشی همراهش هست. لباسش را پوشیده و فقط ردای رویی مانده که تا دقایقی دیگر قرار است آماده شود و به تن کند. این نمایش آرزوی هشت ساله رضا کیانیان است و حالا زود‌تر از همه آماده شده. اگر به گوشی همراه توجه نکنیم، انگار سر توماس مور حقیقی را دیده‌ایم که نشسته روی صندلی و به ما لبخند می‌زند.

یکی از اعضای گروه طراحی و دوخت لباس‌های نمایش، ردایی را برای کیانیان می‌آورد. وقتی آن را به تن می‌کند، توضیحاتی در باره شانه‌ها و جیب داخل ردا می‌دهد و خواستار تغییراتی کوچک در آن می‌شود. می گوید این لباسی است که در بیشتر زمان نمایش به تن خواهد داشت، هر چند برای صحنه‌هایی شنلی هم آماده شده است. از کیانیان و بچه‌های گروه لباس فاصله می‌گیریم و چرخی در راهروی پشت صحنه تالار وحدت می‌زنیم.


فرمان آرا: کارگردان تئاتر مثل سینما قادر مطلق نیست

بهمن فرمان‌ آرا که تهیه کنندگی و کارگردانی نمایش «مردی برای تمام فصول» را بر عهده دارد، پادشاه ناگفته این قصر است. او که هنوز لباس قرمز رنگ نقش کاردینال را نپوشیده، از اشتیاق خود برای اجرای این نمایش می‌گوید. نمایشی که مثل کیانیان، برایش آرزویی دیرینه بوده است و اولین تجربه کارگردانی تئاتر محسوب می‌شود. اثری که با روال معمول این روزهای تئاتر ایران شاید فرق داشته باشد. نمایشنامه‌ای کلاسیک و پروژه‌ای بزرگ که علاوه بر تیم حرفه‌ای و بازیگران خوب، برنامه‌ریزی و بودجه زیادی می‌طلبد. مسئله‌ای که به گفته فرمان‌آرا، دلیل اصلی تولید نشدن این نوع آثار نمایشی در ایران است.

بهمن فرمان‌ آرا در باره روند تهیه و تولید نمایش «مردی برای تمام فصول» می‌گوید: «من از ابتدا هیچ گونه کمک مالی از کسی نخواستم. این به اصطلاح دندانی بود که باید می‌کشیدیم و کشیدیم. تمام مسائل مالی را خودم تقبل کردم و از همان اول به همه –از جمله طراحان لباس- تاکید کردم چیزی کم و کسر نگذارند و صرفه جویی نکنند. به هر حال ما می‌خواهیم تئاتر کلاسیک اجرا کنیم. من در سن 73 سالگی، و در اوج یک بیماری که 15 ماه است به سراغم آمده است، دارم انرژی می‌گذارم، چون هنوز می‌خواهم کار کنم.»

او در واکنش یه این پرسش که آیا تنگناهای مالی به گروه نمایش فشاری وارد کرده یا نه، با خنده پاسخ می‌دهد: «در واقع تمام فشارها به من است! اما گفتم کم و کسر نگذارید تا با بهترین شرایط جلو برویم.»

بهمن فرمان‌آرا درباره گروه هنرمندانی که برای اجرای این نمایش گرد هم آورده است، می‌گوید:«هنرمندانی که دور هم جمع شده‌اند، گروهی بسیار حرفه‌ای و درجه یک هستند.» و به شوخی اضافه می کند: «در واقع آماتور‌شان من هستم!»

فرمان‌آرا که در میان گفت‌و‌گویش با سایت ایران تئاتر، لباس‌ها و گریم‌های تک تک بازیگران را بررسی می‌کند و پیشنهاد تغییراتی را می‌دهد، در مقایسه کارگردان سینما و تئاتر می‌گوید: «در سینما، کارگردان قادر مطلق است و کنترل همه چیز بر عهده اوست. در حالی که هر شب اجرای این نمایش، کابوس من است! چون نمایش اجرا می‌رود و من فقط می‌توانم تند تند یادداشت بردارم و تازه بعد از اجرا نکات را به بچه‌ها انتقال دهم. تئاتر در واقع عرصه هنرنمایی بازیگر است.»


دیدار با یکی از 10 شخصیت منفور جهان درام

از اتاق بهمن فرمان‌آرا که می‌خواهد برای تمرین و گرفتن عکس، لباس نقش کاردینال را بپوشد، خارج می‌شویم. بیرون اتاق، بار دیگر میان آدم‌های قرن شانزدهمی که با هم شوخی می‌کنند و برای هم لقمه‌های نان و پنیر می‌گیرند و گریم‌ها و لباس‌های یکدیگر را برانداز می‌کنند، به راه می‌افتیم. هدایت هاشمی را می‌بینیم که با عجله میان اتاق‌ها در رفت و آمد است و دارد می‌رود برای گریم نهایی آماده شود. هدایت هاشمی در این نمایش نقش ریچارد ریچ را برعهده دارد؛ شخصیتی که به گفته او در منابع معتبر ادبیات نمایشی، در کنار شخصیت یاگو در اتللو و ... یکی از منفورترین 10 شخصیت منفی دنیای درام است.

سیامک صفری هم که لباسش را پوشیده و گریمش تمام شده، در راهرو ایستاده است. او که نقش مرد عام را در این نمایش بازی می‌کند، به نسبت دیگر بازیگران شاید تجربه متفاوت‌تری را از سر بگذراند. چرا که مرد عام تنها شخصیتی است که در فیلم مشهور فرد زینه‌مان از نمایشنامه «مردی برای تمام فصول» حذف شده و حالا قرار است در این اجرا به صحنه برود. شخصیتی که به گفته سیامک صفری برای اجرای صحنه کاربرد دارد و برای فیلم نه. او با خنده اضافه می‌کند: «حداقل مسئله مقایسه شدن با با بازیگران نسخه سینمایی برای من پیش نمی‌آید.»

صفری که لباسی ساده‌تر و بی تجمل‌تر از بقیه بازیگران دارد، درباره شخصیتی که بازی می‌کند، بیشتر توضیح می‌دهد: «این شخصیت نماینده بخشی از جامعه است. از مردمانی ساده و معمولی که سرشان بیشتر به زندگی خودشان است. فضای داستان و کلیت پرسوناژها در این نمایشنامه به گونه‌ای است که به طبقه پایین جامعه تعلق ندارند و متعلق به طبقه اشراف هستند. طبقه‌ای که درباره جامعه، و آدم‌هایی مانند مرد عام تصمیم می‌گیرند. شاید بتوان گفت شخصیتی که من بازی می‌کنم، به نوعی نظاره‌گر اتفاقات است.»

تفاوت‌های تاریخی و دراماتیک یک دختر


احمد ساعتچیان، یکی دیگر از بازیگران این نمایش، اجرای «مردی برای فصول» را فرصت خوبی برای علاقه‌مندان به تئاتر و حرفه بازیگری می‌داند. او دیدن تئاترهای این چنینی در سال‌های نوجوانی را، یکی از دلایل اصلی می‌داند که به این حرفه روی آورده است. نمایش‌هایی کلاسیک که از اصل خود بهره می‌برند: «در سال‌های اواسط دهه 60 و اوایل 70 این‌جور کارها بیشتر در ایران اجرا می‌شد و من هم در سال‌های نوجوانی نمایش‌های این چنینی زیاد دیدم که باعث شد به این حرفه ترغیب شوم. از نظرم قبل از آن که به سراغ فرم‌های مدرن یک نمایشنامه برویم، باید فرم کلاسیک و اصلی آن را هم کار کرده باشیم.»

او در پاسخ به این پرسش که آیا دیگر شخصیت‌های نمایش «مردی برای تمام فصول» زیر سایه پر رنگ سر توماس مور قرار نمی‌گیرند و گم نمی‌شوند، می گوید: «رابرت بولت جوری این نمایشنامه را نوشته، که سر توماس مور در مرکز است و آدم‌های دیگر در کنارش. این یک روایت وفادار به تاریخ است. شاید این نمایشنامه قرن بیستمی در مقایسه با آثار 300 سال گذشته انگلستان آن‌قدر به لحاظ دراماتیک قوی نباشد، و چالش‌ها و تاثیرات حسی آن کم‌تر باشد. اما با این وجود کاری بزرگ و فاخر است که اجرای کلاسیک آن را باید یک فرصت دانست.»

بهناز جعفری که در دو ساعتی که ما پشت صحنه هستیم، چندین مدل مختلف گریم را تجربه کرده و در نهایت با نظر بهمن فرمان‌آرا به مدل نهایی رسیده است، آرامش کار کردن با این گروه را کم‌یاب و نایاب توصیف می‌کند؛ نکته‌ای که این تجربه را برایش بسیار لذت‌بخش و رضایت‌بخش کرده است. او که در نقش مارگرت، دختر سر توماس مور در این نمایش حضور دارد، درباره تفاوت‌های تاریخی و دراماتیک این شخصیت بیشتر توضیح می‌دهد: «مارگرت مور دختر جسوری است که به نوعی از زمانه خودش جلوتر است و بعدها در تاریخ تاثیرات زیادی می‌گذارد. این وجهه شاید در نمایشنامه کم‌تر نشان داده شده است، اما من سعی کردم با جنس حرف زدن، ایستادن و حرکت کردن این شخصیت، این جنبه فرامتنی را پر رنگ کنم.»

سهیلا رضوی هم که در نقش همسر سر توماس مور در این نمایش حضور دارد، تجربه اول کار کردن با بهمن فرمان‌آرا را بسیار جذاب می‌داند و درباره نقش‌اش می‌گوید: «نقش من زن بسیار ساده‌ای است که تمام تلاش خود را می‌کند تا موقعیت و زندگی‌اش را حفظ کند، ولی در نهایت موفق نمی‌شود.» او گروه «مردی برای تمام فصول» را گروهی حرفه‌ای و یک‌دل می‌داند که اخلاق‌مندی در آن حرف اول را می‌زند
.

بازیگری که اعلیحضرت صدایش می‌زنند

گریم اکثر بازیگران دیگر تمام شده است و تغییرات نهایی لباس‌ها دارد انجام می‌شود. رضا کیانیان پیشنهاد صلیب کوچکی را می‌دهد که سر توماس مور مثل یادگاری از دوران کودکی به گردنش بیندازد. صحنه اصلی دارد کم کم برای ورود بازیگران و گرفتن عکس حاضر می‌شود.

سارا اسکندری که طراح گریم گروه است و از ابتدای ورود ما بین بازیگرها در حال رفت و آمد بوده، بالاخره دقیقه‌ای بی‌کار می‌شود و می‌تواند با ما حرف بزند. اسکندری منبع اصلی گریم «مردی برای تمام فصول» را، نقاشی‌ها و اسناد تاریخی قرن شانزدهم می‌داند و معتقد است به نسبت فیلم فرد زینه مان به اسناد و منابع تاریخی وفادار‌تر بوده است. او تجربه کار کردن با بهمن فرمان‌ آرا را تجربه‌ای منحصر به فرد می‌داند که با تعامل و همکاری دو جانبه پیش می‌رود.

آخرین گفتگوی ما از بین بازیگرانی که پیدا می‌کنیم، با کسی است که دیگران به شوخی اعلیحضرت صدایش می‌کنند. امیر رضا دلاوری، نقش هنری هشتم را در این نمایش بازی می‌کند. کسی که تقابلش با سر توماس مور، گره اصلی داستان را رقم می‌زند. دلاوری در این رابطه می‌گوید: «این نقش یک کاراکتر منفی نیست و شیرینی‌های خاص خودش را دارد. به هر حال شاه است و درخواست هایش شاید برای آن زمان خیلی نامعقول نباشد.»

امیر رضا دلاوری که اولین تجربه کاری خود را با بهمن فرمان‌ آرا سپری می‌کند، این تجربه را لذت‌بخش می‌خواند و او را کارگردانی خوش اخلاق می‌داند.

یک عکس دیگر، حرکت نکنید
حالا دیگر همه‌ بازیگرها حاضر شده‌اند و یه سمت صحنه تالار وحدت می‌روند، ما هم همراهشان می‌شویم. بهمن فرمان‌آرا در ردایی سرخ وارد صحنه اصلی می‌شود و بازیگران دیگر کم کم دورش حلقه می‌زنند. ساعد مشکی، که طراحی پوستر نمایش را بر عهده دارد، در صحنه حضور دارد و به همراه حمید پورآذری (مشاور کارگردان)، سعی دارند تا صحنه را به بهترین شکل برای عکاسی رضا معطریان تنظیم کنند.


حمید پورآذری که در این کار مشاور کارگردان است، 9 سال پیش برای اجرای همین کار از طریق علی رفیعی به بهمن فرمان‌آرا معرفی شد، کاری که در نهایت آن موقع اجرا نشد، ولی دوستی عمیقی را بین این دو کارگردان به وجود آورد که تا امروز ادامه پیدا کرده است.

در میانه عکاسی از گروه بازیگران، یا حمید پور آذری گپ می‌زنیم. او که خود سبک متفاوتی را در کارهایش به کار می‌گیرد، این نمایش را حاصل سبک بهمن فرمان‌آرا می داند و تاکید می‌کند ارزش هیچ کدام از آن‌ها برتر از دیگری نیست: «بحث این است که همه می‌خواهیم تئاتر کار کنیم و شکل‌های مختلف را در این فضا تجربه کنیم و به نمایش عموم بگذاریم. برای من کار کردن با بهمن فرمان‌ آرا همان‌ قدر لذت بخش است که کارهای خودم یا همکاری با علی رفیعی. این سبک‌های متفاوت منافاتی با هم ندارند.»

حالا دیگر همه بازیگرها روی صحنه‌ای که طراحی‌اش را منوچهر شجاع انجام داده است، جمع شده اند؛ صحنه‌ای که عنصر اصلی آن پلکانی سفید رنگ است. بازیگرها روی پله‌ها جا‌به‌جا می‌شوند، در حالت‌های گوناگون می‌ایستند و به سختی جلوی خنده خود را می‌گیرند تا حرکت نکنند و عکس‌ها خراب نشود. در مرکز صحنه و روی صندلی بهمن فرمان‌ آرا، پیچیده در ردایی سرخ نشسته است. لبخند محوی می‌زند و انگار حواسش به همه چیز هست. رضا کیانیان کنارش ایستاده و در حالت‌های مختلفی می‌ایستد تا نور بهتری روی چهره‌اش بیفتد.

در لحظات کوتاه بین عکس‌ها بین بازیگران همهمه می‌افتد و رضا معطریان مدام از انتهای سالن می‌گوید: «یک عکس دیگر، حرکت نکنید.» در پایان نورها عوض می‌شوند برای یک عکس پاناروما. گروه سر جای قبلی‌شان ثابت می‌ایستند. دوربین عکس می‌گیرد؛ 20 ثانیه، 10 عکس پشت سر هم. همهمه خاموش می‌شود و فقط صدای دوربین به گوش می‌رسد. «مردی برای تمام فصول» روی صحنه تالار وحدت نقش بسته است.

عکس‌ها: رضا معطریان



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.